۲۱ مهر ۱۳۸۸

نترس بچه جون ...

همیشه دوست داشتم آدم شجاعی باشم ... هر روز به خودم میگم از شنبه ، اگه هم بیست و پنجم ماه باشه میگم از اول برج ... من فکر کنم شجاعت یکم با اون قضیه ای که به ما میگن فرق داره ... یکم بیشتر از یکم ، حالا در هر صورت من همیشه از تاریکی ترس داشتم ... همیشه از فیلم ترسناک ترسیدم ، ولی خدایی از تنها چیزی که نترسیدم خدا بوده ... ظاهرن واسه همینم با ما لج کرده
(((... این تیکه رو اگه کسی به خدا اعتقاد داره نخونه ، چون به اعتقاداتش توهین میشه ... )))
تا حالا فکر کردی چرا از سوسک میترسی ؟! از مار میترسی ؟! از سگ میترسی ... بعد باید از خدا هم بترسی ... داره جالب میشه ... انگار اصلا به فلسفه بافی برای عدم وجود خدا نیاز نیست ...
اگه ترسو نبودم حتی یه لحظه هم به وجودش فکر نمیکردم ...

۱۰ نظر:

  1. چطوری هم قطار؟
    مرسی از جوابت ... به زودی یه وب دیگه میزنم که هیچ کس رو لینک نمیکنم جز تو و او (همون که باهاش وب زده بودیم و دوست او به نام ایلیاد ...اما حالمو به هم زدن اونایی که مدام برام فحش نوشتن .... اما به زودی برمیگردم باشه؟ پس من به درخواستت اکی رو دادم رفیق
    چرا از خدا بترسیم؟ خدا که سراسر عشقه...من هم به خدای ترسناک عقیده ندارم. ... راستی فیلم ترسناک دیدم به نام کینه ...نمیدونم دیدی یا نه میگی فیلم ترسناک نمیبینی البته .اما خداییش ترسیدم هاااا
    بازم میام سر میزنم تند تندووووووووو
    امضا: من

    پاسخ دادنحذف
  2. راستی اون عکسه که خیلی حال میداد چرا عوضش کردی؟
    امضا: من

    پاسخ دادنحذف
  3. یه وب لاگ نویس دیگه هم هست که یادم رفته بودش
    واسه اون هم الان یه پی ام دادم ....دلم خیلی گرفته داداشی......... نمیدونم چرا خلاصی نیست........

    پاسخ دادنحذف
  4. من جان ، من از فیلم ترسناک بدم نمیاد ... ولی به خدا اصلا جرات دیدنشو ندارم ...
    عکسم به خاطر آبجی عوض کردیم ...هر دفعه قر میزد ... مگر نه منم باهاش حال میکردم .
    البته اینم کار سینیاکه ، اینم خیلی دوست دارم

    پاسخ دادنحذف
  5. فکرکنم کلاکسی نتونه بگه شجاعه یانه چون این موضوع در لحظه ثابت میشه خیلی ادما فکرمیکردن شجاعن ولی تووضع ناجور که گیرافتادن عکسش ثابت شدوخودم شخصا شجاعتهادیدم از کسانی که مث توفکرمیکردن چون ازتاریکی یاچیزای اینجوری میترسن پس شجاعت توخونشون نیست به هرحال به نظر من اگه کسی ببینه دارن به یه ضعیف زور میگن ازش حمایت کنه ودر جبهه ضعیف قرار بگیره نهایت شجاعت روداره وگرنه بقیه اش باتمرین روبهراه میشه راجع به خدا هم خودت خوب میدونی چه کسانی ماروازش میترسونن کافیه به چیزای دیگه ای که براخودشون مصادره کردن فکرکنی در ضمن کی گفته چیزی روکه نمی بینی وجودنداره؟

    پاسخ دادنحذف
  6. از وقتی از فیلم ترسناک نوشتی تو پستت همش فیلم های ترسناک میاد دستم!
    دیشب دوباره شاتر رو دیدم جرات نداشتم پاشم چراغ اتاقو بخاموشم!!
    خدای من تو قلبمه با خدای اینا خیلی فرق داره خدای من ترسناک نیست ابدا. دوستش دارم......یه پیشنهاد بده واسه وب جدیدم چه اسمی براش بزارم؟
    امضا: هنوزم من

    پاسخ دادنحذف
  7. من جان خوشبحالت ...
    من اصلا نمی دونم میخوای چی بنویسی عزیز ...
    ولی من اگه میخواستم وب بزنم ، اسمشو میذاشتم " خاکستر نتکیده " البته من نه من ...

    پاسخ دادنحذف
  8. ممنون از پیشنهادت احسان عزیز
    من خودش هم نمیدونه چی میخواد بنویسه
    من حالش خوب نیست
    خاکستر نتکیده جالبه روش فکر میشه
    امضا: من

    پاسخ دادنحذف
  9. هميشه وقتي سر كلاساي ديني ميشستم كه الان هزار تا اسم ديگه هم دارن خميازه مي كشيدم كه يه بار هم به طرز فجيعي از كلاس پرتم كردن بيرون!بگذريم! به خودم گفتم معلم ديني خودم باشم با چند تا فيلمي كه ديدم آخرش نتيجه گرفتم واقعا بستگي داره خدا روچطور ببيني يه مبصر كه اون بالا نشسته اسم مينويسه؟يا يه رفيقه پايه؟يا يه چيزي تومايه هاي همون مار و اينا!!

    پاسخ دادنحذف
  10. ما فقط از تنهایی می ترسیم.خدا رو ساختیم که تنها نباشیم...خواستیم عصای دستمون شه بلای جونمون شد

    پاسخ دادنحذف

مرســــــــــــــــــــــــــــــــــی