۲۹ آبان ۱۳۸۸

شاید هم من دیوونه شدم ...


تو راه با خودم درگیر شدم ، نمیدونم خودم بود یا یکی دیگه ولی هرکی بود خیلی نزدیک بود یه چیزی شبیه به توی خودم بود ، همش حرف میزد ، خیلی ، هنوزم حرف میزنه ، بهش گفتم تو چرا اینقد بهم گیر میدی ؟! خیلی حاضر جواب بود ، دوباره شروع به حرف زدن میکرد و جواب میداد ، عین این بچه پرروا ... الان یادم نمیاد چرا باهاش در گیر شدم ! با هم شرط بندی کردیم ... اگه من بردم تو باید خفه بشی ، اگه تو بردی یه بار برعکس همیشه به حرفت گوش میدم ...
فکر کنم دیوونه شدم ، حس بدی داشتم ، خیلی بد ... درگیری ؟! خیلی قشنگ بود ، ولی مثل همیشه فکر میکردم چیزای قشنگ وحشتناکِ و حس بدی ایجاد میکنه .
تنها نشستم ، به زور یه قلم کاغذ جور کردم ، وقتی مینویسم آروم میشم ، وقتی مینویسم یه جورایی دیگه حرف نمیزنه ولی هنوز حرف میزد ... شاید قهوه آرومم کنه ... لطفا یه اسپرسو ... نـــــــه اونم جواب نمیده ، میکشم تو خاکی شاید بتونم خودمو گول بزنم ؛ چرا همه رفتن ؟ چرا همه حداقل به آینده ی کثافتشون تو این خرابه فکر نمیکنن ؟ چرا من تنها بشینم یه گوشه و فکر کنم تنها تیر خلاصم کجاست ؟ ، البته برای آزادی یه سری راه هست که من مال این حرفا نیستم ، وقتی فکر میکنم به جای اینکه جون بکنم که زندگی خوبی داشته باشم باید تلاش مضاعفی برای آزادی کنم میبینم به به !!! اشتر به شعر عرب در حال است و طرب ... البته یه موضوع دیگه هست ، شاید هم من دیوونه شدم ...

۱۲ آبان ۱۳۸۸

قضیه کاملا درسته ...

یه یارو میگفت به کدامین گناه ؟!بهش گفتم برو گمشو لجن تو خودت تصریف شده ی گناهی، برو زود از جلو چشام خفه شو . مرتیکه ( زنیکه ) ی الاغ ، چند وقت پیش یه چیزی در مورد ترس نوشتم ، خودم فهمیدم که چه قدر مغز کثیف انسان گندست که تونسته چیزیو تصور کنه که تو مغز خودش جا نمیشه ، چهار تا داستان سیب و گلابی و درخت و آدم و از ای جور (...) سر هم کردن که هر دیقه بزنن تو سرت که بدبخت بابا ننت دزد بودن .
تا حالا فکر کردی کاش هیچوقت فکر نمیکردی که فکر کردنت باعث اصطحکاکت با ما تحت خر بشه ، یه سوال فنی ... چرا هرچی آدم بیشتر فکر میکنه هی بیشتر به تناقض میرسه ؟ تبارک الله احسن الخالقین ... ؟!!!؟ شاید هم اینتوری باشه ولی دم اون خالق گرم ، ایول داره ، شاهکاره ، نشسته خودشو جر داده که هی تو برسی به تناقض ، بعد اون بگه دیدی ؟! دیدی چی ساختم ؟! بعد یه عده هم اون پشت بـ....ـع بـ.....ـع کنن " بگن بـ.....ـه بـ....ـه ، ایول چه گندست !! دمش گرم ..."
طرف بلا نسبت شما (...) ِ لیف حمومشو نگا میکنه میگه " قدرت خدا رو ببین !!! " آخه خــــــــــــــــــــــــر ، بی شعور ... چی بگم بهت ... روانی کردن همه رو با توهمشون ...
نکن آقا حداقل جولو هرکی میکنی جولو ما نکن ...
معلم هندسمون میگفت همیشه اگر نقیض یک قضیه درست باشد آنگاه قضیه باطل است ، حالا هرکی گفت اگه نقض نقیض یه قضیه درست باشه چی میشه !؟
جوابشو اون بالا نوشتم ...