۱۰ آذر ۱۳۸۸

نفر پنجم ...

سومین نفر هم داشت میرفت ، من ماندم و او ... تلخی ، زبان شیرین میخواست برای چشیدن ، تو بچش که من نخواستم لذت بی امان ... چهارمین نفر رفت ، من ماندم ، نور می آمد ، من اگر قصدم به رفت نبود ، نه فقط به خاطر نور ، ولی نور در سر داشتم ...
_ چند وقت پیش یکی از همون اهرمایی که مریم میگفت به ما تحتم آسیب رسوند ...
_ به قول soad : keep out … I grow up to die …

۱ نظر:

مرســــــــــــــــــــــــــــــــــی