۴ مهر ۱۳۸۸

خفه شو ...

ماه نصفه امشب قشنگه ...
ولی نمیدونم چرا شب نمیشه ...
مثل اینکه میخواد روز بمونه ، بهش میگم چرا شب نمیشه ؟!
جواب نمیده ...
قهوه ی تلخ میخوام ...
ولی همهشون مزه ی گند شیکری میدن ...
شاید قهوه کلا شیرینه ... بهش میگم چرا قهوه تلخ نیست ؟!
جواب نمیده ...
از سر ساز رو خیلی دوست دارم ...
ولی از ساز صدای سگ بلند میشه ...
تا حالا که همه ی سازا مال من نبودن ... بهش میگم چرا ساز صدا نداره ؟!
جواب نمیده ...
تا میام بگم شب کوتاه شده ، حرفمو قطع میکنه ...
خفه شو ...

۴ نظر:

  1. بچه جون تو حیفی بیشتر بخون بیشتر بنویس....ببین کی دارم بهت میگم....همه چی بنویس هرچی به نظرت میرسخ...حتی اگه بد و مزخرف باشه.....بعدا نتیجشو میبینی

    پاسخ دادنحذف
  2. احسان جون آپم نمیاد
    ساز من هم سگی شده داداشی
    این عکسی که گذاشتی خیلی باحالهعزیز
    امضا: من

    پاسخ دادنحذف
  3. احوال احسان دونی خودم
    چطوری داداش؟ سازت هنوز هم سگیه؟ من خودم هم سگ سگم .اصلا امروز سگ آقای پتی بلم !
    ضمنا من چه آپ بشم چه نشم ...مشتری همیشه گی کلبه تم هم قطار...اگر چه امروز آپیدم.
    امضا: من

    پاسخ دادنحذف
  4. جاي اون بودم 2 تا بر چسب سياه ضربدري رو دهنت ميزدم خودمو سبك نمي كردم!!!

    پاسخ دادنحذف

مرســــــــــــــــــــــــــــــــــی